خلاصه کتاب باشگاه پنج صبحی‌ها

صبح‌های سرنوشت‌ساز | خلاصه کتاب باشگاه پنج صبحی‌ها

زمان مطالعه: 16دقیقه
4.7
(13)

خلاصه کتاب « باشگاه پنج صبحی‌ها | The 5AM Club » اثر « رابین شارما | Robin Sharma »
با مدیریت صبح خود، زندگی‌تان را تغییر دهید

این کتاب درباره چیست؟

کتاب باشگاه پنج صبحی‌ها (نوشته‌شده در سال 2018) به ما نشان می‌دهد چگونه تغییر روتین صبحگاهی می‌تواند نتایج حیرت‌انگیزی به همراه داشته باشد. این کتاب با بیان داستان یک کارآفرین و هنرمند به همراه استاد میلیاردر عجیب و غریبشان، توضیح می‌دهد چگونه می‌توان از اولین ساعت روز خود برای پیشرفت فردی و بهره‌وری حداکثری از زندگی استفاده کرد.

چه کسانی باید این کتاب را بخوانند؟

  • کسانی که احساس می‌کنند می‌توانند تلاش کنند و از روز بهره‌ی بیشتری ببرند.
  • افرادی که می‌خواهند به چیزهای بزرگی در زندگی دست پیدا کنند.
  • هر کسی که به یک برنامه‌ی صبحگاهی پر انرژی و مثبت نیاز دارد.

نویسنده این کتاب کیست؟

رابین شارما، بشردوستی است که زندگی خود را وقف رساندن مردم به بالاترین استعداد ذاتی خود کرده است. او به عنوان یکی از بهترین کارشناسان مدیریت عصر امروزی شناخته می‌شود و با شرکت‌هایی مانند ناسا، مایکروسافت، نایک، اچ پی، استار باکس و چندین برند معروف دیگر همکاری کرده است. کتاب‌های پرفروش او مانند راهنمای سرافرازی، باشگاه پنج صبحی‌ها و وقتی بمیری چه کسی برایت گریه می‌کند؟ میلیون‌ها نسخه به بیش از 92 زبان مختلف فروخته‌اند که او را به یکی از معروف‌ترین نویسنده‌های عصر امروزی تبدیل می‌کند.

چگونه کنترل صبح‌ها را به دست بگیریم و زندگی‌مان را متحول کنیم؟

روزی روزگاری، میلیاردری وجود داشت که در کار و زندگی شخصی به دستاوردهای فوق العاده‌ای رسیده بود. راز موفقیت او کمی شوکه کننده بود؛ یک روتین صبحگاهی که در آن ساعت پنج صبح از خواب بیدار می‌شد! بله درست شنیدید. موفقیت او ارتباطی به استعداد ذاتی یا ساعات طولانی کار و تلاش نداشت. او با پیش گرفتن این روتین و اِعمال فرمولی برای تقویت قوه تمرکز و انجام ورزش، خود را به بهترین نسخه خویش تبدیل کرد.

با خواندن این خلاصه کتاب، شما نیز می‌توانید به باشگاه پنج صبحی‌ها ملحق شوید. صبح‌ها، مملو از تنهایی و سکوت و خالی از هرگونه حواس‌پرتی و مزاحمتند. یاد بگیرید چگونه افراد موفق، خودشان را با استفاده از زمانی که دیگر افراد خواب یا مشغول چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی هستند، در زندگی جلو می‌اندازند.

در این خلاصه کتاب خواهید آموخت:

  • چگونه رهایی از حواس‌پرتی‌ها، منتهی به نتایج بهتر می‌شود؟
  • چرا آرام کردن مغز با استفاده از کاهش جریان خون مغزی موقت، مهم است؟
  • چگونه روتینی بسازیم که ما را به موفقیت برساند؟

از برخورد اتفاقی یک کارآفرین ناامید و هنرمندی درمانده تا اسرار باشگاه پنج صبحی‌ها

این داستانِ گروهی از افرادی است که نکته مشترکی با یکدیگر داشتند؛ یک کارآفرین افسرده که نیازمند تحول است، یک هنرمند که می‌خواهد باک خلاقیت خود را برای به جا گذاشتن میراثش پر کند و یک میلیاردر موفق که می‌خواهد دانش خویش را در اختیار کسانی بگذارد که خواهان زندگی بی‌نظیرند.

یک روز، این سه نفر در کنفرانس Spellbinder فردی با تجربه و از اساطیر دنیای تجارت حضور داشتند. پس از اتمام کنفرانس، میلیاردر به سمت کارآفرین و هنرمند رفت. در آن زمان، آن دو نمی‌دانستند که او میلیاردر است؛ چون میلیاردر همیشه با لباس‌های کهنه و ظاهری فقیرانه در این کنفرانس‌ها حضور پیدا می‌کرد. او می‌خواست همیشه یادش بماند پول همه چیز نیست و تنها شیء قیمتی که همراه خود داشت، ساعتش بود. میلیاردر به هنرمند و کارآفرین گفت که به لطف صحبت‌های استاد Spellbinder ثروتمند شده است و از او یاد گرفته که نباید منتظر اتفاق‌های خوب ماند و باید خودمان باعث رخ دادن آن‌ها شویم.

هرچه می‌گذشت، هنرمند و کارآفرین بیشتر درباره مرد رازآلودی که خودش مانند استادان صحبت می‌کرد، کنجکاو می‌شدند. آن‌ها به حرف‌های میلیاردر درباره Spellbinder که درواقع استاد شخصی میلیاردر بود، گوش می‌دادند.

میلیاردر مدعی بود استادش مهم‌ترین درس زندگی را به او آموخته است. آن درس چه بود؟ یک روتین صبحگاهی شگفت‌انگیز که دنیا را به‌زانو در می آورد! از آنجایی که میلیاردر فردی دست و دل باز بود، هنرمند و کارآفرین را به خانه ساحلیش در جمهوری موریس دعوت کرد؛ جایی که قرار بود به آن‌ها راز روتین موفق صبحگاهی را بیاموزد. تنها کاری که آن دو باید انجام می‌دادند، ملاقات با یکدیگر فردا ساعت پنج صبح بود.

هنرمند و کارآفرین ابتدا کمی تردید داشتند اما با دیدن رولز رویسی که رأس ساعت پنج صبح به دنبالشان آمد، شک و تردیدشان کم‌رنگ شد. سپس آن‌ها به آشیانه هواپیمایی رفتند که در آن‌جا یک جت شخصیِ کِرِم‌رنگ که بر روی آن نوشته شده بود «5AC» انتظار آن‌ها را می‌کشید.

کارآفرین از راننده‌ی رولز رویس درباره‌ی نوشته‌ی روی جت پرسید. راننده توضیح داد که آن، نماد باشگاه پنج صبحی‌ها است. در این لحظه بود که سفر آن‌ها به سوی درک روتین انقلابی و پیدا کردن نگرش جدیدی نسبت به زندگی آغاز شد.

انزوا و میزان فعال بودن مغز در ساعت پنج صبح، به شما کمک می‌کند مانند نخبگان عمل کنید.

صبح روز بعد، میلیاردر به هنرمند و کارآفرین توضیح داد که چگونه پنج صبح بیدار شدن باعث شد تا میزان خلاقیتش افزایش یابد؛ سطح انرژیش دو برابر شود؛ مقدار بازدهی بالاتری داشته باشد و درنهایت از «معمولی بودن» فرار کند و به نتایج فوق‌العاده‌ای برسد.

میلیاردر به آن‌ها گفت که در طول تاریخ، افراد برجسته‌ای مانند جان گریشامِ رمان‌نویس و ولفگانگ آمادئوس موتزارت فهمیده بودند انزوایی که از پنج صبح بیدار شدن به وجود می‌آید، از چند جهت می‌تواند مفید باشد.

همه ما ظرفیت ذهنی قوه شناخت و ادراکمان را محدود می‌کنیم؛ ما در طول روز بر روی موارد بی‌شماری مانند کار، اخبار، شبکه‌های اجتماعی و ارتباط با افراد دیگر تمرکز می‌کنیم و به همین شکل، ظرفیت قوه ادراکمان به مرور به همین موارد عادت می‌کند و دیگر نمی‌توانیم بر روی چیز دیگری تمرکز کنیم. وقتی مدام در حال انتقال تمرکز از موردی به مورد دیگر هستیم، هیچ وقت نمی‌توانیم به چیزی توجه کامل داشته باشیم. اما با پنج صبح بیدار شدن، این فرصت طلایی متمرکز کردن توجه و تمرکز خود بر روی یک مورد، بدون وجود حواس‌پرتی به شما داده می‌شود.

میلیاردر توضیح داد پس از بیدار شدن در ساعت پنج صبح و آرامشی که در آن زمان دارید، قشر پیش پیشانی مغز که تفکر منطقی را مدیریت می‌کند، به طور موقت خاموش می‌شود. پس دیگر فرصتی برای تجزیه و تحلیل‌های بی‌مورد، اضطراب و نگرانی وجود ندارد. در همین حال، تولید دوپامین و سروتونین توسط انتقال‌دهنده‌های عصبی افزایش می‌یابد و درنتیجه، وارد جریانی می‌شوید که در آن پرانرژی و متمرکز هستید. این جریان، همان ذهنیتی است که تمام افراد موفق دارند. پس با پنج صبح بیدار شدن، در تمام طول روز مفیدتر و پربازده‌تر خواهید بود.

از طرف دیگر، اگر می‌خواهید نتایج آن پنج درصد از افراد موفق را داشته باشید، باید کاری را انجام دهید که نود و پنج درصد مابقیِ کارآفرینان حاضر به انجام آن نیستند. این کار، پنج صبح بیدار شدن است. پس اگر روز خود را در این ساعت شروع کنید، از نود و پنج درصدِ دیگر افراد، جلوتر هستید.

افراد تاریخ‌ساز، از حواس‌پرتی دوری می‌کنند و از سرمایه‌گذاری روی استعدادهایشان برای کسب موفقیت روزانه استفاده می‌کنند.

در صبح زیبایی در یکی از سواحل موریس، کارآفرین، هنرمند و میلیاردر به تماشای امواج زیبای دریا نشسته بودند. در این لحظه بود که میلیاردر چهار توجه اصلی افراد تاریخ‌ساز را بیان کرد:

اولین مورد این است که بدانید افراد، توسط استعدادهای ذاتی‌شان تعریف نمی‌شوند؛ نظم، ثبات و پشتکار، همیشه استعداد را کنار می‌زنند؛ پس به‌جای اینکه بابت استعدادهای نداشته‌تان غصه بخورید، بر روی پیشرفت توانایی‌های فعلی‌تان تمرکز کنید.

دومین مورد، رهایی از حواس‌پرتی است. امروزه بسیاری از افراد، ساعات بسیاری را در طول روز در شبکه‌های اجتماعی هدر می‌دهند. اگر خواهان پیروزی هستید، باید تمرکز، توجه و ساده‌سازی داشته باشید. این‌کار یعنی کنار زدن کارهای غیرضروری و تمرکز بر روی مسائل مهم. پس به‌جای پیش بردن همزمان چندین پروژه‌ی خوب، بر روی دو یا سه پروژه‌ی فوق‌العاده و مستعد تمرکز کنید؛ شبکه‌های اجتماعی بی‌مورد را کنار بگذارید و در تجمعاتی که تمرکزتان را بر هم می‌زنند و وقتتان را تلف می‌کنند، حضور نیابید. هر روز صبح بدون وجود هیچ‌گونه حواس‌پرتی، یک ساعت را برای تمرکز بر روی اهدافتان اختصاص دهید تا وارد باشگاه پنج صبحی‌ها شوید.

سومین مورد، درک قدرت پر کردن روز با برنامه‌ریزی است. منظور چیست؟ انجام روزانه کارهای کوچک، بسیار مهم‌تر از انجام کاری‌های بزرگ اما هر چند وقت یک‌بار هستند. سعی کنید هر روز یک درصد به توانایی‌هایتان اضافه کنید. البته که تغییرات کوچک در ابتدا قابل مشاهده نیستند اما به مرور زمان متوجه می‌شوید که 365 درصد به مهارت‌هایتان اضافه شده است.

آخرین مورد، تسلط بر خود است. بنابر گفته‌های روانشناس آندرس اریکسون، یک فرد باید هر روز 2 ساعت و 45 دقیقه برای تمرین یک مهارت وقت بگذارد و این کار را به مدت ده سال انجام دهد تا به مرحله‌ی استادی در آن زمینه برسد. پس اگر می‌خواهید در بحث تسلط بر خود استاد شوید، باید اولین ساعت روز خود را وقف تقویت نگرش، ذهنیت، سلامت و روحیه‌ی خود کنید.

کارآفرین و هنرمند حالا متوجه شده بودند چگونه افراد نخبه همیشه از دیگران جلوترند. حال، میلیاردر تصمیم گرفته بود یک مرحله جلوتر برود: وقت آن رسیده است که راه پرورش خود برای رسیدن به بهترین نسخه خویش را یاد بگیرید.

توجه به این چهار قدرت درونی، باعث تسلط بر خود و کارتان می‌شود.

میلیاردر پرسید: تا به حال سوالاتی مثل «چگونه ذهنیت خود را بهتر کنیم؟» شنیده‌اید؟ همیشه چنین سؤالات و چنین جملاتی، مثل مثبت‌اندیش باشید تا زندگی‌تان بهتر شود را در گوشمان خوانده‌اند؛ اما آیا واقعاً چنین جملاتی صحت دارند؟

میلیاردر در ادامه گفت: ذهنیت، یکی از چهار قدرت درونی شماست. کار کردن فقط بر روی ذهنیت، یعنی بی‌توجهی به سه قدرت دیگر که سلامت، احساسات و روح می‌باشند.

احساسات، همان روابط عاطفی و خوشحال بودن شما در زندگی‌اند. داشتن ذهنیتی برتر در شرایطی که زندگی‌تان آشفته است، هیچ فایده‌ای ندارد. همان‌طور که زیگموند فروید گفته: «احساساتِ بیان نشده، هیچ‌گاه نمی‌میرند؛ آن‌ها زنده‌زنده دفن می‌شوند و بعدها به شکل‌های زشت‌تری خودشان را نمایان می‌کنند.» پس بر روی داشتن زندگی سالم تمرکز کنید تا تفاوت را احساس کنید.

قدرت بعدی، سلامت است؛ سلامت فیزیکی. به قول میلیاردر، چگونه می‌توانید یک صنعت را مدیریت کنید اگر مرده باشید؟ پس طول عمر، یکی از کلیدهای موفقیت در زندگی است. تعهد داشتن به تناسب‌اندام و سلامت جسمی به شما اجازه می‌دهد در دهه‌های پایانی زندگی خود نیز بازدهی بالایی داشته باشید و میراث بزرگی از خود به جای بگذارید. افراد موفق دریافته‌اند که زندگی با ورزش کردن روز به روز بهتر می‌شود. ورزش کردن، سطح انرژی‌تان را بالا می‌برد، استرس را کاهش می‌دهد و باعث نشاطتان می‌شود. البته که حتی ورزش کردن هم به‌تنهایی کافی نیست و باید به سراغ آخرین قدرت درونی برویم.

روح شما، معنویت شماست. اغلب، زندگی روزمره، ما را به سوی امور سطحی و مادی می‌کشاند؛ پس، از آرامشی که در لحظات ساکت صبح زود وجود دارد استفاده کنید و با قهرمان درونتان ارتباط بگیرید. در سکوت طلوع آفتاب، به چیزی که می‌خواهید به این دنیا اضافه کنید فکر کنید. با تمرکز بر روحتان، به تمامی بخش‌های وجود خود متصل می‌شوید.

همین چارچوب فکری بود که درک میلیاردر از خودش را تغییر داد. حال، کارآفرین و هنرمند آماده شنیدن فرمول 20/20/20 بودند؛ اما نه در موریس، بلکه در شهر ابدی رم با آن معماری الهام‌بخش و غذاهای معرکه‌اش!

فرمول 20/20/20، ضامن نتیجه‌بخش بودن بیدار شدن در پنج صبح است.

در شهر رم، میلیاردر گفت حالا وقت آن است که خلاقیت، عملکرد، کارآیی، ثروت و بازدهی خود را متحول سازید. پنج صبح بیدار شدن به‌تنهایی این کار را انجام نمی‌دهد. اگر حتی شما در ساعت پنج صبح بیدار شوید و در شبکه‌های اجتماعی چرخ بزنید، کار مفیدی برای ادامه روزتان نکرده‌اید. با فرمول 20/20/20 می‌توانید از بیست دقیقه برای حرکت، بیست دقیقه برای تأمل و بیست دقیقه برای رشد استفاده کنید.

قدم اول یعنی حرکت و شدید ورزش کردن است؛ تا حدی که عرق از سر و رویتان جاری شود. علت انجام این کار چیست؟ عرق کردن، کورتیزول بدن که هورمون ترس است را از بین می‌برد. همچنین عرق کردن، پروتئین BDNF تولید می‌کند که ترمیم‌کننده‌ی سلول‌های مغزی و تسریع‌دهنده‌ی اتصالات عصبی است. پس با 20 دقیقه عرق کردن، می‌توانید سریع‌تر فکر کنید.

سپس، ساعت 5:20 تا 5:40 را به آرامش گرفتن در انزوا اختصاص دهید. پیش از آغاز پیچیدگی‌های روزمره، درباره‌ی چیزهایی که برای شما اهمیت دارند تأمل کنید. شگفت‌زده خواهید شد وقتی متوجه شوید در عصر حواس‌پرتی که مدام زنگ گوشی‌تان به صدا در می‌آید، مدتی را در سکوت گذراندن چقدر می‌تواند آرامش‌بخش باشد و شما را برای دقایقی در رویاها و افکارتان قُرُق کند.

این رویاها و افکار را در کنار چیزهایی که در زندگی باعث خوشحالی شما می‌شوند و بابت آن شکرگزار هستید، داخل دفتری بنویسید. انجام چنین کاری باعث روشن‌تر شدن دیدتان و ترک انرژی‌های سمی می‌شود.

چند دقیقه‌ای را در خلسه بگذرانید. تحقیقات نشان داده، این کار باعث کاهش میزان کورتیزول و اضطراب می‌شود و راهی ثابت شده برای خونسرد ماندن است. اگر دقت کرده باشید، نخبگان و افراد موفق همیشه خونسرد هستند!

حال وقت بیست دقیقه آخر، یعنی زمان رشد است. برای رشد کردن، این بیست دقیقه را به یادگیری اختصاص دهید. زندگینامه‌ی افراد موفق را بخوانید و درباره‌ی روانشناسی اطلاعات کسب کنید. همچنین می‌توانید مستندهایی درباره‌ی نوآوری ببینید یا به کتاب‌های صوتی درباره‌ی تجارت گوش دهید. یک چیز مشترک بین همه‌ی انسان‌های موفق، عشق به یادگیری است.

خب، حالا می‌دانید روتین باشگاه پنج صبحی‌ها چگونه است و می‌توانید خودتان شروع به انجام این روتین کنید.

اهمیت خواب در به حداکثر رساندن پتانسیل روتین پنج صبحی

تحقیقات نشان داده‌اند که خواب، یکی از مهم‌ترین عوامل در پیش‌بینیِ میزان امید به زندگی است. این که ساعت‌های آخرِ روزِ خود را قبل از خواب چگونه می‌گذرانید، به اندازه‌ی ساعت‌های اولیه‌ی پس از بیدار شدن اهمیت دارند.

بسیاری از مردم امروزه به دلیل تکنولوژی‌هایی که بی‌وقفه در شب و روز استفاده می‌کنند، دچار کم‌خوابی شده‌اند. آزمایشی ثابت کرده است که نورِ آبی صفحه گوشی و مانیتور، عامل کاهش سطح ملاتونین بدن است؛ ماده شیمیایی که باعث خواب آلودگی می‌شود! پس ساعت‌های قبل از خواب را پشت نور گوشی نگذرانید و از ساعت هشت شب به بعد، تمامی دستگاه‌هایی مانند گوشی، کامپیوتر، تلویزیون، لپتاپ، تبلت و غیره را کنار بگذارید و ساعت ده به خواب بروید.

خواب، تنها راه تجدید انرژی نیست. درواقع، کلید عملکرد برتر در طول زمان، نوسانی است که بین دوره‌های کاری پرشور و زمان‌های آرامش و استراحت وجود دارد. این فرایندی است که میلیارد آن را چرخه دوگانه عملکرد نخبگان نامیده است.

رشد، نه‌تنها در بخش عملکرد، بلکه در بخش استراحت نیز به کار می‌افتد. شغل کشاورزی را در نظر بگیرید؛ همیشه یک دوره‌ی شدید و پرفعالیت مانند خاک ورزی، کاشتِ بذر محصولات و در مجموع، کارهای جدی و مهم وجود دارد. سپس بعد از آن، دوره‌ی آیش است که آسان‌تر به نظر می‌رسد و اتفاق خاصی در آن نمی‌افتد؛ درحالی‌که رشد اصلی گیاه کاشته شده، مربوط به آن زمان است.

بسیاری از ما این دوره‌ی استراحت را دوست نداریم و بابت هیچ کاری انجام ندادن احساس عذاب وجدان می‌کنیم؛ اما همانطور که میلیاردر گفت، تعادل بسیار اهمیت دارد. فقط سخت کار کردن لازم نیست و شما به دوره‌هایی از استراحت و خوش‌گذرانی نیاز دارید تا به عملکردی برتر برسید.

پیام کلی کتاب باشگاه پنج صبحی‌ها

The 5AM Club by Robin Sharmaساعات اولیه‌ی روز، زمان ساخته شدن قهرمانان است! اگر می‌خواهید کنترل زندگی‌تان را به دست بگیرید، روتین صبحگاهی خود را تغییر دهید. عدم وجود حواس‌پرتی در پنج صبح، به شما اجازه می‌دهد خلاقیت و آمادگی جسمی‌تان را به اوج برسانید.

ابتدا یک ساعت زنگدار بخرید و آن را نیم‌ساعت دیرتر، یعنی برای ساعت 5:30 کوک کنید. در چنین شرایطی، وقتی صبح روز بعد از خواب بیدار شدید، فکر می‌کنید نیم‌ساعت دیرتر پا شده‌اید و مصمم می‌شوید که رأس ساعت پنج بیدار شوید. به محض این که بیدار شدید، از تخت‌خواب خارج شوید تا میل به خواب بیشتر بر شما غلبه نکند.

میانگین امتیاز 4.7 / 5. تعدا آرا 13

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *