خلاصه کتاب 7 اصل دستیابی به ثروت و کامیابی اثر جیم ران

خلاصه کتاب 7 اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

خلاصه کتاب ” 7 اصل دستیابی به ثروت و کامیابی ” اثر ” جیم ران ”
7 Strategies for Wealth & Happiness by Jim Rohn

[stars_rating_avg]

این کتاب درباره چیست؟

کتاب 7 اصل دستیابی به ثروت و کامیابی (یا 7 قانون برای رسیدن به ثروت و شادی) (منتشر شده در سال 1985) از طریق نظم، انضباط و اقدام یک رویکرد الهام بخش برای توسعه پتانسیل کامل شما ارائه می‌کند. این کتاب به جای ارائه طرح‌های سریع ثروتمند شدن، به ما یادآوری می‌کند که موفقیت نتیجه مستقیم تلاش ما برای بهبود خودمان است. بیشتر از آن، نشان می‌دهد که یک سبک زندگی رضایت‌بخش فقط به ثروت مربوط نمی‌شود؛ بلکه در مورد خلاص شدن از روش‌های قدیمی تفکّر و اتّخاذ یک طرز فکر مثبت است.

چه کسانی باید این کتاب را بخوانند؟

  • کارمندانی که احساس می‌کنند در تنگنا گیر کرده‌اند
  • کسانی که برای خود هدف‌گذاری می‌کنند ولی به سختی پیشرفت می‌کنند
  • هر کسی که به دنبال راهی برای رسیدن به موفقیت و بهبود زندگی خود است

نویسنده این کتاب کیست؟

جیم ران یک کارآفرین، سخنران انگیزشی، مربّی و نویسنده بود. پس از دستیابی به موفقیت در صنعت فروش مستقیم، او شروع به برگزاری سمینارها و کارگاه‌های توسعه شخصی در سراسر آمریکا و سراسر جهان کرد. او نویسنده کتاب‌های مختلف پیشرفت فردی مانند قدرت موفقیت شخصی The Power of Achievement و هنر استثنایی زندگی کردن The Art of Exceptional Living است.

چگونه سفر خود را به سمت موفقیت مالی و کامیابی ماندگار آغاز کنید

ثروت و موفقیت معانی متفاوتی برای افراد مختلف دارد. در این خلاصه کتاب، ما به دنبال معنای استعاری ثروت، مثلاً دانش به عنوان یک ثروت معنوی نیستیم؛ بلکه ثروت به معنی توانایی مالی فرد، موضوع اصلی این کتاب است. برای اینکه خود را فردی ثروتمند و از نظر مالی موفق بدانید به چقدر پول احتیاج دارید؟ آیا حس می‌کنید موفقیتْ رؤیایی دست‌نیافتنی است و فقط می‌توانید خیال آن را داشته باشید؟ اگر این طوراست، اصلاً تنها نیستید.

مؤلف این کتاب، جیم ران (Jim Rohn)، در ابتدا همین حس را داشت؛ او از دانشگاه بعد از یک سال تحصیل انصراف داد و در یک شرکت به عنوان مدیر منابع انسانی شروع به کار کرد. جیم به مدت شش سال به سختی کار کرد، اما هنوز از نظر شغلی و مالی پیشرفتی نکرده بود.

درنهایت، جیم ران با مربی زندگی خود، اِرل شوف (Earl Shoaf) آشنا شد و اوضاع به‌کلی تغییر کرد. جیم یک پیشنهاد کاری از ارل دریافت کرد و در شرکت او مشغول به کار شد. در این مدت، جیم ران از راهنمایی‌های ارل بهره برد و راهکارهای مؤثری برای کسب ثروت از طریق نظم و تلاش هدفمند آموخت. او با به‌کارگیری این راهکار‌ها توانست در سن سی‌ویک‌سالگی میلیونر شود.

اگر به دنبال موفقیت واقعی و همیشگی هستید، از راه‌کارهای عجیب و غریب دوری کنید.

راه رسیدن به موفقیت خیلی ساده است و آن چیزی نیست جز بکارگیری اصول موفقیت در زندگی. موفقیت، نتیجه تبعیت از اصولی است که به طور مداوم در زندگی از آن‌ها پیروی می‌کنید. همین مسئله در مورد ثروت و خوشبختی هم صادق است. یعنی اگر اصول دستیابی به هر چیزی را پیدا کنید و سبک زندگی خود را بر اساس آن تغییر دهید، بدون هیچ تردیدی به هدف مورد نظر خود می‌رسید. نکته اصلی، داشتن تعهد مداوم به آن اصول در طول زندگی است.

برای مثال، برای اینکه یک کشاورز محصول خوبی برداشت کند، باید بر روی چند چیز مشخص تمرکز کند: خاک، دانه، آب، نور خورشید، کود و مراقبت. همه این موارد برای گرفتن نتیجه مطلوب از یک درجه‌ اهمیت برخوردارند؛ زیرا کشاورز تنها با رعایت تمام این موارد در کنار هم می‌تواند به موفقیت دست پیدا کند. بنابراین، برای دستیابی به هر هدفی، ابتدا باید از خود بپرسید که چه چیزهایی در راه رسیدن به آن هدف از اهمیت بالایی برخوردارند؛ به عبارتی دیگر، اصول دستیابی به آن هدف چیست؟

هدف شما در هر زمینه‌ای که باشد – علمی، ورزشی، ارتباطی یا مالی – اصول آن از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی‌کند. اگر به دنبال کسب ثروت هستید و می‌خواهید از نظر مالی در انتخاب‌های خود آزاد باشید، خواندن خلاصه کتاب هفت راه دستیابی به ثروت و کامیابی برای شما مفید خواهد بود. در مجموع، هر هدف مالی‌ که در ذهنتان دارید، پیروی از راهکارهای این کتاب می‌تواند شما را در رسیدن به اهدافتان یاری دهد.

در این خلاصه کتاب از کباب و کتاب به موارد زیر نیز پرداخته می‌شود:

  • چگونه به هدف‌های خود دست پیدا کنید؛
  • چطور منابع مالی خود را مدیریت کنید؛
  • و چه کاری انجام دهید که از زندگی خود بیشتر لذت ببرید؟

انتخاب هدف‌های مشخص به کارهایتان نظم و ترتیب می‌دهد

زندگی همه ما تحت تأثیر محیط اطراف است؛ شهری که در آن زندگی می‌کنیم، خانواده و دوستانی که داریم یا نقشی که در محل کار ایفا می‌کنیم. همه این‌ها زندگی ما را شکل می‌دهند. اما از بین همه چیزهایی که بر زندگی‌مان اثر می‌گذارند، تأثیر هیچ کدام با قدرت رؤیاهای ما قابل مقایسه نیست. رؤیاها یا بهتر بگوییم، اهدافْ چنان قدرتی دارند که به کمک آن‌ها هر نوع مانعی را از سر راه خود برمی‌دارید.

مربیِ جیم ران دو هفته بعد از شروع کارش از او درخواستی کرد، اینکه فهرست اهدافش را به او نشان بدهد. اما جیم به مربی‌اش گفت که چنین فهرستی ندارد.

ارل در جواب جیم گفت:

«اگر فهرستی از اهداف خود نداری، حدس می‌زنم که پول زیادی در حساب بانکی‌ات هم نداری!» او کاملاً درست حدس زده بود. ارل شوف معتقد بود که همه جنبه‌های زندگی ما اعم از دستاوردها، درآمد، حساب بانکی، سبک زندگی و حتی شخصیت‌مان به انتخاب اهداف بستگی دارد.

آخرین باری که یکی از اهدافتان را عملی کردید به خاطر دارید؟ یا آخرین دفعه‌ای که یک مورد از فهرست کارهای ضروری‌تان را انجام دادید؟ به احتمال زیاد جای خالی آن را با یک هدف یا کار دیگر پر کردید. اینکه هدفی را جایگزین هدفی دیگر کنید کاری بیهوده به نظر می‌رسد، ولی در نهایت به نفع شما خواهد بود.

شما نباید در زندگی فقط یک هدف داشته باشید چراکه در صورت رسیدن به آن هدف، ممکن است گیج و سردرگم شوید.

به وضعیت فضانوردان سفینه آپولو بعد از اینکه از سفر خود به ماه بازگشتند، توجه کنید. بعد از عملی کردن این هدف بزرگ، بسیاری از آن‌ها به افسردگی دچار شدند؛ زیرا دیگر هیچ هدفی برای ادامه زندگی نداشتند. امروزه، فضانوردان موظف‌اند به عنوان یک بخش اجباری از دوره آموزشی خود، اهدافی را برای زمان بازگشت از مأوریت فضایی‌شان تعیین کنند.

شما هم باید چند هدف داشته باشید. برای شروع مهم است که روی اهدافتان کار کنید. برای اینکه اهداف بلندمدت خود را بهتر مجسم کرده و راه رسیدن به آن‌ها را پیدا کنید، به این روش عمل کنید. یک قلم و کاغذ بردارید و به کارهایی که می‌خواهید تا ده سال آینده انجام دهید فکر کنید. سپس به‌سرعت فهرستی از این اهداف تهیه کنید. سعی کنید حدود 50 هدف در مجموع یادداشت کنید.

بعد از اینکه فهرست‌تان کامل شد، اهداف را بر اساس زمان لازم برای رسیدن به آن‌ها به چهار گروه تقسیم کنید: یک سال، سه سال، پنچ سال یا ده سال. سپس گروه‌ها را از نظر تعداد اهداف در هر گروه متعادل کنید. برای مثال، چند هدف از گروه‌های بزرگ‌تر را حذف کنید و یا چند هدف به گروه‌های خیلی کوچک اضافه کنید تا درنهایت چهار گروه تقریباً هم‌اندازه شوند. بعد، در هر گروه، چهار هدف مهم را مشخص کنید. اکنون باید یک فهرست 16‌تایی از اهداف خود داشته باشید.

در انتها، یک پاراگراف در مورد هر هدف بنویسید. در نیمه اول هر پاراگراف، هدف خود را به دقت توصیف کنید. برای مثال، اگر می‌خواهید یک وسیله الکتریکی بخرید، مدل، رنگ، قیمت و هر ویژگی مهم دیگر را یادداشت کنید. سپس، در نیمه دوم پارگراف، بگویید که چرا می‌خواهید به این هدف برسید. اگر دلیل مشخصی به ذهن‌تان نمی‌رسد، ممکن است به این معنی باشد که هدف‌تان ارزش وقت گذاشتن ندارد. در این صورت، آن هدف را با یک هدف دیگر جایگزین کنید.

به همین ترتیب فهرست خود را اصلاح و کامل کنید تا در ادامه بتوانید روند پیشرفت خویش را در رسیدن به اهداف‌تان بررسی کنید. با رجوع به این فهرست، به‌خوبی می‌توانید تشخیص دهید که کدام اهداف همچنان برای شما اهمیت دارند و کدام نه.

یادگیری خودمحور، کلید اصلی ثروت و رشد شخصی است

برای رسیدن به هر هدفی یکی از مهم‌ترین سؤال‌ها این است که به چه اطلاعاتی نیاز دارید؛ زمانی که متوجه شدید آن اطلاعات چه هستند، باید بدانید چطور آن اطلاعات را به‌دست بیاورید.

بنابراین، برای رسیدن به هر هدفی ابتدا باید در مورد آن مطالعه و تحقیق کنید. برای مثال، اگر می‌خواهید خوشبخت شوید، در مورد اینکه خوشبختی چیست و چگونه خوشبخت شوید مطالعه کنید. یا اگر آرزو دارید پول‌دار شوید، در مورد اصول ثروتمند شدن تحقیق کنید و دانش خود را در این زمینه بالا ببرید. در مرحله بعد، آن اصول را در زندگی خود به کار ببرید.

در بسیاری از زمینه‌ها، افراد انتظار ندارند که بدون سال‌ها تحصیل و تمرین به موفقیت برسند. مثلاً رشته پزشکی را در نظر بگیرید. هیچ‌کس دست به عمل قلب نمی‌زند، مگر اینکه با سال‌ها تحصیل در دانشگاه، در مورد قلب انسان تخصص لازم را به دست آورده باشد. پس چطور می‌توان بدون داشتن تحصیلات دانشگاهی، برای مثال، در زمینه مدیریت مالی ثروتمند شد یا تجارتی را آغاز کرد؟

خوشبختانه، برای این که یاد بگیرید چطور ثروت خود را افزایش دهید، مجبور نیستید زمان و پول خود را در دانشگاه‌ها صرف کنید.

در عوض، می‌توانید این کار را از طریق یادگیری خودمحور (یعنی مبتنی بر خود) انجام دهید. یکی از راه‌های شروع این روش، درس گرفتن از تجربه‌های روزانه زندگی است. برای این کار، در پایان هر روز، وقتی را برای تفکر و خوداندیشی کنار بگذارید. سعی کنید همه اتفاق‌های مهم آن روز را با تمام جزئیات به‌خاطر بیاورید. به‌خصوص تلاش کنید کارهایی که نتیجه‌ای خیلی خوب یا خیلی بد برایتان داشته را تشخیص دهید. بدین‌ترتیب، می‌توانید تصمیم بگیرید که در ادامه، چه کارهایی را تکرار کرده و از انجام چه کارهایی اجتناب کنید.

اما ایده‌های خوب، درست مانند لحظه‌های باارزش زندگی، خیلی سریع فراموش می‌شوند. برای همین، بسیار مهم است که ایده‌ها و تجربه‌های ارزشمند زندگی خود را ثبت کنید. ایده‌های‌تان را به راحتی می‌توانید با داشتن یک دفتر خاطرات روزانه ماندگار کنید. برای ثبت لحظه‌های مهم زندگی هم راه‌های زیادی وجود دارد. یکی از آسان‌ترین و کم‌ هزینه‌ترین آن‌ها گرفتن عکس است. این روزها همه ما یک تلفن همراه داریم که به دوربین عکاسی و فیلم‌برداری مجهز است. اگر قدری حوصله به‌خرج دهید، بعد از مدتی گنجینه‌ای گرانبها از درس‌های مهم زندگی خود خواهید داشت.

یکی دیگر از راه‌های یادگیری خودمحور این است که راهکارهای موفقیت را در کتاب‌ها و منابع صوتی و تصویری جستجو کنید. به طور خاص، به دنبال زندگی‌نامه افراد موفق یا کتاب‌های خودآموز باشید؛ مانند کتاب بیندیشد و ثروتمند شوید، نوشته ناپلئون هیل.

وقتی پندهای افراد موفق را می‌خوانید، به طور حتم با سؤال‌هایی مواجه می‌شوید. پس چرا این سؤال‌ها را با افراد موفقی که می‌شناسید در میان نگذارید؟ بعد از این که فرد مورد نظر خود را پیدا کردید، می‌توانید او را به صرف ناهار دعوت کنید. در این راه لازم است هزینه زیادی متقبل شوید. اما اگر از زمان خود به درستی استفاده کنید و سؤال‌هایی در مورد راه‌کارهای افزایش درآمد خود از آن فرد بپرسید، ارزشش را خواهد داشت.

تا جایی که می‌توانید وقت بیشتری با افراد موفق بگذرانید. سعی کنید در سخنرانی‌ها و سمینارهای آن‌ها شرکت کرده و با رفتارشان آشنا شوید. به کوچک‌ترین حرکات آن‌ها مانند نوع دست دادن هم توجه کنید. اگر بتوانید عادت‌های مشترک افراد موفق را تشخیص دهید، می‌توانید از آن‌ها در زندگی شخصی خود استفاده کنید.

از هر روشی که برای کسب این دانش استفاده می‌کنید، کمی زمان و پول برای آن در نظر بگیرید. حداقل نیم ساعت در روز و بخشی از درآمد ماهیانه خود را به این یادگیری اختصاص دهید. با دانشی که به‌دست می‌آورید، زندگی خود را متحول خواهید کرد و چندین برابر زمان و هزینه‌ای که صرف می‌کنید، در آینده به شما بازخواهد گشت.

چیزهایی که مانع رشد شخصی شما می‌شوند را از بین ببرید

مرد ثروتمندی می‌گفت: «اگر همهٔ پول‌های موجود در دنیا را جمع کنید و بین مردم به طور مساوی تقسیم کنید، در زمان کوتاهی دوباره به جای قبلی خود برمی‌گردد.» دلیل آن مشخص است:

اگر مانند یک فرد ثروتمند فکر نمی‌کنید، نمی‌توانید ثروت خود را حفظ کنید. به طور کلی، هر چیزی را که از طریق رشد شخصی به‌دست نیامده باشد، به سختی می‌توان حفظ کرد. بنابراین، وضعیت مالی‌تان در زندگی تغییری نمی‌کند، مگر اینکه اول تغییری در شخصیت‌تان ایجاد کنید.

شاید بارها خود را سرزنش کرده‌اید که «چرا هیچ‌وقت نمی‌توانم به موقع سر قرارهایم حاضر شوم؟» یا «چرا نمی‌توانم اتاقم را مرتب نگه دارم؟» گفتن چنین جمله‌هایی بسیار متداول است، اما با تکرار آن‌ها اعتمادبه‌نفس خود را تضعیف می‌کنید؛ بعد از مدتی حس می‌کنید که چنین عادت‌هایی ویژگی طبیعی شخصیت شماست و تغییرشان غیر ممکن است. درحالی‌که شخصیت شما درحقیقت یکی از چند چیزی است که می‌توانید در زندگی تغییر دهید. درنهایت با تغییر شخصیت خود، ارزش خود را به عنوان یک کارمند، همسر یا دوست بیشتر می‌کنید.

متأسفانه، بیشتر افراد تلاش می‌کنند که راهی برای تغییر شرایط پیدا کنند؛ درحالی‌که از رشد شخصیت خود غافلند. برای مثال، ممکن است برای افزایش حقوق خود با رئیس خود مذاکره کنید یا حتی دست به اعتصاب گروهی بزنید. اما با این روش‌ها در نهایت، تا کجا می‌خواهید پیش بروید؟ چه اتفاقی می‌افتد اگر با افزایش کارایی و بهبود عملکرد خود، ارزش‌تان را نزد شرکت بالا ببرید؟ با این کار، رئیس شرکت‌تان را مجاب می‌کنید که حقوق‌تان را افزایش دهد، حتی بدون اینکه مستقیماً از او درخواستی کرده باشید. علاوه بر این، مهارتی که در طول این فرایند کسب می‌کنید ممکن است در جایی دیگر به کارتان بیاید.

برای آغاز این تغییر، یعنی افزایش ارزش خود، ابتدا باید موانعی که بر سر راه رشد شخصی‌تان قرار دارند را کنار بزنید.

یکی از مخرّب‌ترین موانع، اهمال‌کاری است. رشد شخصی، بیشتر از همه، وابسته به تعیین اهداف و رسیدن به آن‌ها است، اما در راه رسیدن به اهداف، به سادگی می‌توان کارهای خیلی سخت را به آینده‌ای دور موکول کرد. در نتیجهٔ این اهمال‌کاری‌ها، کارهای‌تان روی هم انباشته می‌شود و دیری نمی‌گذرد که از برنامه‌های خود عقب می‌مانید.

دو مانع دیگر، مقصر دانستن دیگران و بهانه آوردن است. وقتی مشکلی پیش می‌آید، خیلی راحت‌تر است که انگشت اتهام را به سمت دیگران بگیرید تا اینکه مشکل را از طرف خود ببینید. وقتی چنین نگاهی دارید، مانع رشد شخصی خود می‌شوید؛ اگر در مواجهه با مشکلات، به درون‌تان رجوع نکنید، دلیلی نمی‌بینید که مسئولیت یک اشتباه را بپذیرید و تغییری در خود ایجاد کنید که از تکرار آن اشتباه جلوگیری کند.

همچنان‌ که برای رشد شخصی خود تلاش می‌کنید، به خاطر داشته باشید که بهتر است هر بار یک گام کوچک بردارید. فرض کنید می‌خواهید وقت‌شناس‌تر باشید. برای این‌ کار می‌توانید زنگ ساعت خود را هر روز فقط چند دقیقه عقب‌تر ببرید. بعد از چند روز متوجه می‌شوید که زمان کافی برای خوردن یک صبحانه کامل دارید و دیگر لازم نیست هر صبح با عجله از خانه خارج شوید.

سعی کنید این تغییرهای کوچک را در هر زمینه‌ای که می‌خواهید تغییر دهید اعمال کنید. این موفقیت‌ها انگیزه شما را بیشتر کرده و شما را برای مواجهه با مشکلات بزرگ‌تر آماده می‌کند.

با تغییر دیدگاه‌تان نسبت به مالیات و مدیریت منابع مالی‌ خود، شادتر و ثروتمندتر زندگی کنید

بیشتر افراد به محض اینکه کلمه «مالیات» را می‌شنوند حس بدی پیدا می‌کنند؛ آن‌ها به یاد کاغذبازی‌های اداری، حساب‌وکتاب‌های طولانی و پولی که درنهایت از حساب‌شان خارج می‌شود می‌افتند. بدتر از همه، اینکه پرداخت مالیات در نظرشان بی‌عدالتی محض است. شما هم ممکن است فکر کنید: «چرا باید مالیات پرداخت کنم؟ این پول صرف چه چیزی می‌شود؟ چرا نمی‌توانم همه درآمدم را برای خودم نگه دارم؟» جیم ران هم در شروع دوران کاری‌اش همین سؤال‌ها را از خود می‌پرسید. اما ارل شوف او را تشویق کرد که مالیات خود را با خوشحالی بپردازد.

ارل معتقد بود همان‌طور که نحوه خرج کردن پول مهم است، اینکه چه دیدگاهی نسبت به پول دارید نیز اهمیت زیادی دارد. به خصوص، اگر نگاه درستی نسبت به پرداخت مالیات داشته باشید، کمتر احساس یأس می‌کنید و بهتر می‌توانید مسائل مالی خود را کنترل کنید. در نتیجه، دیگر لازم نیست دولت را به خاطر دریافت مالیات سرزنش کنید.

برای اینکه این طرز فکر را در خود ایجاد کنید، پرداخت مالیات را راهی برای کمک به جامعه و همکاری با دولت در جهت بهبود زندگی مردم در نظر بگیرید. همه ما توافق کرده‌ایم در یک جامعه در کنار هم زندگی کنیم. برای اینکه این جامعه به حیات خود ادامه دهد، برخی کارها را به تنهایی نمی‌توانیم انجام دهیم. در نتیجه، تصمیم گرفتیم که دولتی تشکیل دهیم تا خیابان‌ها، جاده‌ها و پارک‌ها را بسازد یا امنیت ما را تأمین کند. درحقیقت، ما در ازای پرداخت بخشی از درآمد خود در قالب مالیات، امنیت، آزادی و امکانات رفاهی به‌دست می‌آوریم.

آیا تمایل دارید در تغییر دیدگاه خود یک گام جلو‌تر بروید؟ پس در مورد مخارج خود هم، به جنبه مثبت قضیه نگاه کنید. مثلاً وقتی مجبورید چیزی بخرید، به این فکر کنید که درحقیقت پول خود را در گردش قرار داده و به اقتصاد کمک کرده‌اید. یا هر زمان که صورت‌حسابی را پرداخت می‌کنید، از این زاویه نگاه کنید که بخشی از بدهی‌های خود را کم کرده‌اید.اکنون، نوبت به مدیریت درآمد شما می‌رسد. درآمد خود را چطور خرج می‌کنید؟ آیا بیشتر از میزان درآمدتان خرج می‌کنید و همیشه در پایان ماه به پول بیشتری نیاز دارید؟

اگر به دنبال راهی می‌گردید که منابع مالی خود را بهتر مدیریت کنید، از قانون 70/30 پیروی کنید.

خیلی پیچیده نیست! بر اساس این قانون، شما می‌توانید 70 درصد از درآمد ماهیانه خود را صرف نیازها و خواسته‌های خود کنید، چیزهایی مانند اجاره خانه، غذا و تفریح. اما قبل از اینکه شروع به خرج کردن کنید، 30 درصد دیگر را به سه قسمت تقسیم کنید. ابتدا، 10 درصد آن را به کارهای خیریه اختصاص دهید تا به جامعه و افراد نیازمند کمک کرده باشید. سپس، 10 درصد دیگر را پس‌انداز کنید، تا اینکه در بلندمد،ت ثروتی جمع کرده باشید. 10 درصد آخر را هم روی یک تجارت جدید سرمایه‌گذاری کنید.

راه‌های سنتی کسب درآمد که مشخص هستند، مانند سرمایه‌گذاری در حوزه املاک. اما روش‌هایی غیر سنتی هم وجود دارد؛ می‌توانید بر روی یکی از مهارت‌های ورزشی یا هنری خود سرمایه‌گذاری کنید تا هم درآمدی کسب کنید و هم از کار خود لذت ببرید.

با تغییر دیدگاه خود و بکارگیری این قانون، دیگر از خرج کردن و جدا شدن از پول خود وحشت نخواهید داشت. به فرزندان خود هم ضرورت پرداخت مالیات را توضیح داده و این روش مدیریت مالی را آموزش دهید. به آن‌ها اطمینان دهید که اگر از ابتدای دوران کاری‌شان از قانون 70/30 پیروی کنند، تا 40‌سالگی به استقلال مالی خواهند رسید و در ادامه می‌توانند هر طور که دوست دارند زندگی کنند.

با یک برنامه‌ریزی دقیق از زمان خود به درستی استفاده کنید

شما چطور بین زندگی و کار خود تعادل برقرار می‌کنید؟ آیا از پذیرفتن یک کار تمام‌وقت و محدود کردن زمان خود واهمه دارید و فقط تمایل دارید یک یا چند کار پاره‌وقت داشته باشید؟ یا اینکه به پرکاری، نوعی اعتیاد دارید و تمام زمان بیداری خود را به کار مشغولید؟ شاید چیزی بین این دو حالت باشد، یعنی یک کار تمام وقت دارید که 8 ساعت از روز شما را پر می‌کند، ولی تمایل ندارید بیش از این خود را درگیر کارتان کنید. اما آیا این حالت میانه برای رسیدن به موفقیت کافی است؟

همان طور که احتمالاً حدس می‌زنید، هیچ کدام از این روش‌ها ایدئال نیستند. شما مجبور نیستید که بیش از حد کار کنید تا به موفقیت برسید یا اینکه میانه‌رو باشید تا به اندازه کافی استراحت کرده باشید. در واقعیت، لازم است برای همه جنبه‌های زندگی خود وقت بگذارید – باید بتوانید سخت کار کنید، با خانواده وقت بگذرانید و گاهی هیچ کاری انجام ندهید.

اگر به یکی از جنبه‌های زندگی خود وقت بیشتری اختصاص دهید، سبک زندگی شما از تعادل خارج شده و در بلندمدت نتیجه خوبی نخواهد داشت.

یک کارمند فروش را در نظر بگیرید که تصمیم می‌گیرد تجارت شخصی خودش را شروع کند. او کارش را آغاز می‌کند، اما بعد از مدت کوتاهی متوجه موضوعی می‌شود؛ در مقایسه با زمانی که کارمند بود، وقت خیلی بیشتری را به عنوان یک مدیرعامل در دفتر کارش سپری می‌کند. او زودتر از همه در سر کار حاضر می‌شود و بعد از دیگران، حتی دیرتر از نگهبانان، محل کار را ترک می‌کند. پس به این نتیجه می‌رسد که داشتن یک تجارت شخصی ارزشش را ندارد و به کار قبلی خود برمی‌گردد.

چطور از زمان خود به درستی استفاده کنید و مطمئن شوید که کارهای‌تان از تعادل خارج نمی‌شود؟

سازماندهی درست و حفظ نظم در کارهای‌تان مهم‌ترین مسئله است. برای شروع، یک کلاسور و تعدادی کاغذ یادداشت تهیه کنید؛ آن را به بخش‌های مشخصی تقسیم کنید و برای دسترسی آسان، هر بخش را با یک کاغذ یا برچسب رنگی متمایز کنید. به کمک این ابزار کاربردی، می توانید به راحتی اطلاعات و مدارک مهم خود را در یک‌جا به طور منظم ذخیره کنید و در هنگام رجوع به آن‌ها زمان خود را با جستجوهای بی‌مورد هدر ندهید.

شما می‌توانید اطلاعات را به هر روشی که مناسب کارتان است، طبقه‌بندی کنید. برای مثال، در صورتی که با افراد سروکار دارید، یک سربرگ برای هر فرد ایجاد کنید و اطلاعات مربوط به آن فرد، مانند کارایی، نقاط قوت، نقاط ضعف و پیشینه خانوادگی او را در آن‌جا یادداشت کنید. بنابراین، هر زمان که به آن اطلاعات نیاز داشتید، آن‌ها را به سرعت در بخش مربوطه پیدا می‌کنید.

یک راهکار ضروری دیگر برای مدیریت زمان داشتن برنامه‌ریزی برای روز آینده است. وقتی با برنامه‌ریزی بیگانه‌اید، چطور می‌توانید در مورد مدیریت درست زمان و انجام به‌موقع کارها مطمئن باشید؟ به همین دلیل به یک تقویم احتیاج دارید که فضای کافی برای نوشتن تمام برنامه‌های هفتگی‌تان را داشته باشد. البته فراموش نکنید که در برنامه روزانه خود بخشی را برای تفکر کردن خالی بگذارید.

برای پیروی از این برنامه روزانه و سازماندهی کارهای‌تان باید از انضباط شخصی بالایی برخوردار باشید، به خصوص اگر به یک زندگی بدون برنامه عادت کرده‌اید. اما اگر به اندازه کافی تلاش کنید و به کارهای خود نظم بدهید، خواهید دید که لازم نیست هیچ جنبه‌ای از زندگی خود را فدای جنبه دیگر آن کنید.

مطمئن شوید که وقت خود را با افراد مناسب می‌گذرانید

واقعیت این است که دوستان ما بیش از چیزی که تصورش را می‌کنیم بر ما تأثیر می‌گذارند؛ حتی اگر از این تأثیر آگاه نباشیم.

تغییری که دیگران در شما ایجاد می‌کنند در بلندمدت بسیار زیاد است. اما چون به طور آهسته و تدریجی با آن مواجه می‌شوید، تشخیص آن بسیار دشوار می‌شود. برای مثال، اگر با افرادی بگردید که بی‌پروا پول خرج می‌کنند، ممکن است خود شما هم بعد از مدتی فرد ولخرجی شوید. یا اگر دوستان شما آخر هر هفته به تماشای مسابقه‌های فوتبال می‌روند، شما هم در نهایت هر هفته با آن‌ها همراه می‌شوید؛ در صورتی که در ابتدا هیچ علاقه‌ای به فوتبال نداشتید.

البته این دو سناریو چندان بد به نظر نمی ‌رسند. اما اگر دوستان شما عادت‌هایی داشته باشند که خیلی مخرّب باشد چطور؟ در آن صورت، ممکن است شما هم بعد از مدتی به همان عادت‌های مخرّب دچار شوید. برای مثال، اگر اطراف خود را با افراد دروغگو و متقلب پر کنید، رفتار آن افراد در نظر شما کم کم عادی می‌شود. ناگهان متوجه می‌شوید که خودتان هم دروغگو و فریبکار شده‌اید. از خود می‌پرسید که چطور به چنین آدمی تبدیل شدید و این همان لحظه‌ای است که چندان خوشایند نخواهد بود.

پذیرفتن این که کدام یک از دوستان‌تان تأثیر بدی بر شما می‌گذارند، خیلی سخت است.

باوجود این، اگر با خودتان صادق باشید می‌توانید تکلیف این ارتباط‌ها را پیش از آنکه آسیبی جدی بر شما وارد کنند، روشن سازید. ابتدا، به روابط اصلی خود در زندگی رجوع کرده و از خود این سؤال‌ها را بپرسید: «وقت خود را با چه کسانی می‌گذرانم؟ این افراد چه تأثیری روی من می‌گذارند؟ آیا باید این ارتباط‌ها را حفظ کنم؟» با خود روراست باشید و از تأثیر عمیقی که دوستان و آشنایان بر شما می‌گذارند غافل نشوید. به زمانی که با آن‌ها می‌گذرانید فکر کنید. به کارهایی که با هم انجام می‌دهید توجه کنید؛ مثلاً صحبت‌هایی که می‌کنید، جاهایی که می‌روید یا احساسی که دارید. آیا حفظ این روابط به رشد و تعالی شما در مسیر رسیدن به اهداف‌تان کمکی می‌کند؟

بعد از اینکه به این سؤال‌ها جواب دادید و از وجود چند رابطه نامناسب در زندگی‌تان مطمئن شدید، لازم است خود را برای گرفتن چند تصمیم سخت آماده کنید.

اگر با افراد نامناسب سر و کار دارید، یک راه این است که ارتباط خود را به کلی با آن‌ها قطع کنید. یا اگر این کار برای‌تان ممکن نیست، ارتباط خود را با آن‌ها محدود کنید؛ یعنی تا جایی که می‌توانید وقت کمتری با آن‌ها بگذرانید. علاوه‌بر این، برای ارتباط‌هایی که فقط جنبه خوش‌گذرانی دارند و به رشد شما کمکی نمی‌کنند، وقت زیادی صرف نکنید؛ درست است که چند شب در هفته، دور هم جمع می‌شوید و خیلی هم خوش می‌گذرانید، اما داشتن چنین عادتی وقت زیادی از شما می‌گیرد

بعد از اینکه زندگی خود را از ارتباط ‌های منفی خالی کردید، گام بعدی این است که از ارتباط‌های مثبت خود نهایت استفاده را ببرید. در اینجا باید ارتباط‌های مثبت خود را گسترش دهید. یعنی با افرادی که منظم و مصمّم به سمت موفقیت حرکت می‌کنند، زمان بیشتری را سپری کنید ؛ در مجموع، هر کسی که طرز فکرش تأثیر مثبتی روی شما می‌گذارد، گزینه مناسبی است.

همچنین بهترین راه برای گسترش دایره ارتباط‌های‌تان این است که خود را با جامعه عجین کنید. اگر در گروه‌های اجتماعی مختلف مانند گروه‌های علمی، ورزشی یا هنری عضو شوید، ممکن است به یک سخنرانی، یک برنامه کوهنوردی یا یک کنسرت دعوت شده و در آنجا با افراد مهمی آشنا شوید. چنین فرصت‌هایی را هرگز از دست ندهید.

یاد بگیرید که چطور بدون توجه به میزان حساب بانکی‌تان خوشحال باشید

افراد مشهور زیادی را می‌شناسیم که با وجود ثروتمند بودن، به‌هیچ‌وجه خوشحال نیستند. چطور چنین چیزی ممکن است، در‌حالی‌که این افراد به حد اعلای موفقیت رسیده‌اند؟ متأسفانه، گرچه این افراد ثروت عظیمی جمع کرده‌اند، اما احتمالاً یاد نگرفته‌اند که از داشته‌های خود خوشحال باشند.

درحالی‌که بیشتر مردم با عبارت «پول خوشبختی نمی‌آورد» موافق هستند، همچنان تصور می‌کنند که با پول بیشتر، اطمینان‌ خاطر و رضایت بیشتری کسب می‌کنند. در واقعیت، پول نه می‌تواند شخصیت شما را تغییر دهد و نه احساس رضایت از زندگی به‌دنبال داشته باشد. اگر در حال حاضر ناراحت و نگران هستید، احتمال اینکه این احساسات با ثروت بیشتر از بین برود، خیلی پایین است.

تصور کنید فردی در مهمانی‌ها خیلی پرخوری می‌کند. اگر آن فرد ثروتمندتر شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا ناگهان از پرخوری دست برمی‌دارد؟ احتمالاً برعکس؛ پول بیشتر دست او را برای خرید غذا و برگزاری مهمانی‌های بیشتر بازتر می‌کند و این مسئله به بدتر شدن عادت او منتهی می‌شود.

خوشبختانه، می‌توان به این مسئله از زاویه مثبت هم نگاه کرد. اگر سبک زندگی شما در حال حاضر قابل قبول است و نسبت به زندگی خود احساس خوبی دارید، می‌توانید مطمئن باشید که با افزایش حساب بانکی‌تان اوضاع بدتر نمی‌شود. به دنبال راهی باشید که همین امروز کیفیت زندگی خود را بالا ببرید و احساس خوشبختی بیشتری کنید. برای مثال، به جای آنکه در طول سال مسافرت‌های متعدد و معمولی داشته باشید، پول خود را پس‌انداز کنید و به یک سفر هیجان‌انگیز و خاص بروید و تا مدت‌ها از خاطرات خوش آن سفر لذت ببرید.

یک راه مؤثر برای افزایش کیفیت زندگی بکارگیری ذهنیت 50 سِنتی است.

برای روشن ساختن این روش تفکر، مربیِ نویسنده، این مثال را برایش زد: «تصور کنید کفش‌های‌تان را به کسی داده‌اید تا آن را واکس بزند. آن فرد کارش را به خوبی انجام داده و زمان دادن انعام رسیده است. به نظر شما، در این موقعیت، بهتر است 25 سنت انعام بدهید یا 50 سنت؟»

در این حالت از خود بپرسید که کدام انتخاب در بلند‌مدت حس بهتری به شما می‌دهد. اگر 25 سنت انعام بدهید، بخشی از پول خود را پس‌انداز کرده‌اید، ولی ممکن است در نهایت حس کنید آدم خسیسی هستید. اما اگر بخشندگی به خرج داده و 50 سنت انعام بدهید، در تمام آن روز احساس می‌کنید که ثروتمند و سخاوتمند هستید.

یکی از کسانی که در سمینار جیم ران شرکت کرده بود، خیلی تحت تأثیر این ایده قرار گرفته بود، یعنی انتخاب بخشندگی در مقابل خساست. در گذشته، هر زمان که دخترهایش برای خرید بلیت کنسرت از او پول تقاضا می‌کردند، او همیشه به آن‌ها جواب رد می‌داد یا اگر هم پولی به آن‌ها می‌داد، با بی‌میلی همراه بود. آن فرد درگیر یک ذهنیت 25سنتی بود. اما، بعد از سمینار، او تصمیم گرفت که دخترهایش را با بلیت کنسرت مورد علاقه‌شان شگفت‌زده کند. این تصمیم سخاوتمندانه (50سنتی) برای هر دو طرف مفید بود؛ چون هم دخترها خوشحال شدند و هم پدر از دیدن خوشحالی و هیجان بچه‌هایش لذت برد.

اینکه فقط ثروت خود را افزایش دهید برای خوشبختی کافی نیست. در همین لحظه، چیزهای قشنگ زیادی در اطراف‌تان وجود دارد که می‌تواند باعث خوشحالی شما و دیگران شود. باید یاد بگیرید که چطور زیبا زندگی کنید و از زندگی خود لذت ببرید. بنابراین، سخاوتمند باشید و احساس ثروتمند بودن را بدون توجه به میزان سرمایه خود تجربه کنید. تصمیم بگیرید که روحیه بخشندگی را در خود تقویت کنید. تصور کنید زمانی که ثروتمندتر و موفق‌تر شده‌اید چه کارهای انسان‌دوستانه‌ای می‌توانید انجام دهید.

پیام کلی کتاب 7 اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

7 Strategies for Wealth & Happinessاگر تمام راهکارهای این کتاب را به درستی یاد بگیرید، می‌توانید خود را کارشناس حوزه ثروت و خوشبختی بدانید. اما این تنها آغاز راه است. باید بتوانید دانش خود را عملاً در زندگی خود به کار ببرید. ثروت و خوشبختی بدون تلاش به دست نمی‌آیند؛ برای به دست آوردن آن‌ها باید هرچه زودتر شروع به تصمیم‌گیری کنید. باید اهداف خود را مشخص کرده و با نظم و ترتیب و برنامه‌ریزی دقیق به جلو حرکت کنید. همواره دانش خود را از هر راهی که برای‌تان ممکن است افزایش داده و در جهت رشد شخصی خود تلاش کنید.

زمانی که برای رسیدن به اهداف‌تان به اندازه کافی تلاش کرده و به اصول خود در زندگی پایبند باشید، بدون تردید به استقلال مالی دست پیدا خواهید کرد و از ثمره آن تا پایان عمر بهرمند خواهید شد. در این راه با مشکلات زیادی مواجه می‌شوید، اما به خودتان قول دهید که آن‌قدر به تلاش خود ادامه می‌دهید تا درنهایت به اهداف‌تان برسید. البته فراموش نکنید که در طول مسیر همواره از آنچه در اختیار دارید نهایت لذت را برده و احساس خوشبختی کنید.

پیشنهاد کاربردی:

یک برنامه کاری برای خود تنظیم کنید. برای اینکه از زمان خود بهتر استفاده کرده و به اهداف‌تان نزدیک‌تر شوید، یک برنامه کاری ایجاد کنید. ابتدا، یک برگه کاغذ بردارید. به تعداد روزهایی که می‌خواهید پوشش دهید ستون‌هایی رسم کنید. سپس، نام ستون اول را «فعالیت‌ها» بگذارید و در آن ستون، همه کارهایی را که می‌خواهید در طول آن چند روز انجام دهید فهرست کنید. درنهایت، برای هر فعالیت، یک بازه زمانی بر روی کاغذ مشخص کنید؛ حال برنامه شما آماده انجام است و تنها باید خود را ملزم به پیروی از آن کنید.

همه شما از توانایی‌هایی ذاتی، مانند قدرت تفکر و تصمیم‌گیری بهره‌مند هستید، اما این به شما بستگی دارد که از این توانایی‌ها چطور و در چه راهی استفاده می‌کنید. خیلی‌ها با دانش و ثروتی کمتر از شما توانسته‌اند به موفقیت برسند، پس شما هم می‌توانید!

برای شروع، هیچ زمانی بهتر از لحظه اکنون پیدا نمی‌کنید. به توانایی‌های‌تان ایمان داشته باشید و از همین الان شروع به حرکت کنید.

[membership_protected_links]

25 thoughts on “خلاصه کتاب 7 اصل دستیابی به ثروت و کامیابی اثر جیم ران

  1. Qudratullah Safdari میگوید:

    کتاب‌های جیم ران رو‌باید تو مدرسه تدریس کنن. و خیلی ممنون که این سایت رو با این همه امکانات خوب در اختیار ما قرار دادید.

  2. زهره حلاجیان میگوید:

    زیاد جالب نبود ،راهکارها تکراری بودن ،حرف جدیدی برای گفتن نداشت.

  3. مریم خسروجردی میگوید:

    حس خوبی انتقال می ده و انگیزه های قشنگی بهت میده امیدوارم بتونم ازش درست استفاده کنم

  4. عباس رفیعی میگوید:

    مفید و کاربردی توصیه میکنم نکات کلیدی رو از متن استخراج و به آنها عمل کنید(اقدامک ها باعث رشد ما می شوند)

  5. جواد قربانی میگوید:

    کتاب خیلی خوبیه مخصوصا فصل مربوط به حکمت و رشد شخصی که واقعا عالیه و اینا نیاز هر کسیه برای پیشرفت

  6. حانیه هاشمی میگوید:

    سطح کتاب متوسط بود و از نظر من یه سری نکات خیلی ابتدایی رو یاد اوری کرد

  7. رضا سپهری میگوید:

    کتاب ها را باید عمیق مطالعه کنیم و در هر موقعیتی که هستیم تلاش کنیم این نوشته ها را در مورد خودمان محک بزنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *