کتاب هفته کاری 4 ساعته

زندگی با ۴ ساعت کار در هفته | خلاصه کتاب «هفته کاری ۴ ساعته»

زمان مطالعه: 23دقیقه
۵
(۴)

خلاصه کتاب «هفته کاری ۴ ساعته | The 4-Hour Workweek» اثر «تیم فریس | Timothy Ferriss» راهنمای فرار از ساعات کاری طولانی و پیوستن به نو ثروتمندان

این کتاب درباره چیست؟

کتاب هفته کاری ۴ ساعته، منتشر شده در سال ۲۰۰۹، زندگی نسل جدید ثروتمندان را توصیف می کند، افرادی که خود را از بردگی کار های اداری رها کرده اند و زندگی مبتنی بر شادی در زمان حال را برای خود ساخته اند.

اگر شما هم می خواهید چنین زندگی ای داشته باشید، باید با بهره وری بیشتر و یافتن منبع درآمد مستمر – و کاملا بدون نیاز به کار – شروع کنید که چگونگی آن را با خواندن این خلاصه کتاب خواهید آموخت.

چه کسانی باید این کتاب را بخوانند؟

  • کسانی که از کار روزمره که شبیه یک مسابقه بین موش های آزمایشگاهی است خسته شده اند.
  • کارمندانی که رویای سبک زندگی مفرح و سفر را در سر می پرورانند.
  • افرادی که به دنبال راه رسیدن به آرزو های خود هستند.

نویسنده این کتاب کیست؟

تیم فریس یک سرمایه گذار موفق و مشاور استارت آپ های فناوری است.او در ایجاد شرکت‌هایی مانند اوبر، فیس‌بوک و علی‌بابا نقش داشته است.

او همچنین خالق مجموعه پادکست معروف، شوی تیم فریس، است.

از دیگر کتاب های او می توان به قبیله مربیان و ابزار تایتان ها اشاره کرد.

یاد بگیرید برای چیزهای مهم زندگیتان وقت بگذارید

چهار ساعت کار در هفته به نظر فوق العادست، بیشتر شبیه یک رویاست. ولی حقیقت دارد، به جای ۴۰ ساعت کار در هفته، میتوانید فقط ۴ ساعت کار کنید و اینطور نیست که درآمدتان را از دست بدهید. بلکه میتوانید در یک ماه معادل یک سال افراد عادی درآمد داشته باشید.

و به جای اینکه ۳۵، ۴۰ یا حتی ۴۵ سال تا پیش از بازنشستگی پشت میز کار زحمت بکشید، آزادی و انعطاف پذیری لازم برای لذت بردن از زندگی خود در لحظه را می توانید داشته باشید.

این کار به نظر غیرممکن و رویایی میرسد اما از نظر تیم فریس، نویسنده این کتاب، فرمولی وجود دارد که با دنبال کردن آن، همه ما میتوانیم ۴۰ ساعت را به ۴ ساعت تغییر دهیم.

تجمل همین جا و در همین لحظه، شیوه نو ثروتمندان

شما ۴۰ ساعت یا حتی بیشتر در هفته کار میکنید، دائما خسته اید، مدام استرس دارید و حاضر به هرکاری برای دوری از زندگی روزمره تان هستید اما اینکار شدنی به نظر نمیرسد.

یک دستورالعمل برای فرار از ۸ ساعت کاری روزمره وجود دارد که همان چیزیست که در ادامه مطلب به شما معرفی خواهیم کرد اما، قبل از اینکه به فرمول برسیم، اجازه دهید در مورد آن جایی که به سمت آن فرار می کنید و نویسنده به آن رسیده است صحبت کنیم.

نو ثروتمندان یا ثروتمندان عصر جدید یک خرده فرهنگ است که مشخصه آن آزادی عمل و توان مالی است. نو ثروتمندان به چیزی زنجیر نشده اند، آنها خود تصمیم می گیرند که کجا بروند و چه کنند.

آنها متوجه شده اند که لحظه مناسب برای زندگی کردن رویاها، برای زندگی واقعی، اکنون است.

خب چطور می شود که این کار را کرد؟ چطور میتوان زندگی رویایی را از امروز شروع کرد؟

نکته مهمی که نو ثروتمندان به آن پی برده اند، این است که در واقع ما برای رسیدن به این هدف، تنها به دو چیز احتیاج داریم، یک آزادی بیشتر و دو زمان بیشتر.

اگر به همه چیزهایی که از نظر ما یک فرد را پولدار نشان می دهد نگاه کنیم، رفتن به سفر های مفصل، تفریحات تجملی، داشتن خدمتکار و… همه آن ها در نهایت به دو نکته داشتن آزادی و زمان فراغت بیشتر ختم می شوند و شما هم می توانید بدون آنکه میلیون ها دلار پول در حساب بانکی خود داشته باشید به این دو برسید.

بنابراین هدف این است که با بدست آوردن آزادی و زمان فراغت بیشتر به جمع نوثروتمندان بپیوندیم.

نویسنده این کتاب، خود به صورت اتفاقی به این دو رسید، او در سال ۲۰۰۴ مانند بسیاری دیگر سخت مشغول کار روزانه بود، در واقع او به قدری در کار خود درگیر بود که دچار فرسودگی کاری شده و مجبور به مرخصی گرفتن شد.

در این مرخصی او به دور دنیا سفر کرد و خیلی زود متوجه شد که می تواند یک کسب و کار موفق را از هر کجای دنیا و با کمترین زحمت ممکن مدیریت کند و به این نحو بود که او نیز به دسته نوثروتمندان پیوست.

تعریف دوباره‌ای از ثروت و خوشحالی

فرمولی که برای رسیدن به جمع نوثروتمندان باید دنبال کنیم شامل ۴ بخش است؛ تعریف، حذف، اوتوماسیون، آزادی

با تعریف شروع می کنیم:

همانطور که ممکن است متوجه شده باشید، در این کتاب ما برای برخی عبارات تعاریف جدیدی ساخته ایم، ابتدای همه ثروت؛ به یاد داشته باشید که داشتن زندگی یک میلیونر، فقط داشتن میلیون ها دلار در حساب بانکی نیست بلکه تجربه کار هایی است که میلیونر ها انجام می دهند.

به طور خلاصه ثروتمند بودن صرفا داشتن پول زیاد نیست، بلکه داشتن توانایی انجام کار هاییست که افراد با پول زیاد انجام میدهند، مثلا گذراندن مدتی در سواحل استوایی، سقوط آزاد و چتربازی و یا حتی گذراندن وقت بیشتر با خانواده.

پس ثروت برابر است با توانایی شما در انجام کار های مورد علاقه، اوقات فراغت و آزادی تان نه میزان پولی که جمع کرده اید.

عبارت دیگری که باید دوباره تعریف کنیم خوشحالی است. اکثر مردم می گویند هدفشان در زندگی شاد بودن است – اما شادی به چه معناست؟ خب، به گفته نویسنده، نقطه مقابل شادی، غم نیست. بلکه کسالت است. پس بهترین تعریف از شادی هیجان است.

برای اینکه واقعاً خوشحال باشید، باید وقت خود را به انجام کارهایی اختصاص دهید که برای شما هیجان انگیزند.

برای نویسنده، این به معنای سفر کردن، قهرمان شدن در کیک بوکسینگ و ثبت رکورد جهانی در تانگو بود. برای شما، ممکن است معنایی کاملاً متفاوت داشته باشد. اما نکته اینجاست که چیزهایی مثل خرید خانه، داشتن یک عنوان شغلی چشمگیر، بازنشستگی با میلیون‌ها دلار در بانک، هیچکدام اگر در زندگی روزمره تان هیجان زده نباشید، برای شما خوشبختی نخواهند آورد.

از آنجایی که خوشحالی یک هدف دور از دسترس نیست و چیزی نیست که تنها زمانی به طور کامل آن را تجربه کنید که پول و چیزهای کافی داشته باشید و از آنجایی که ثروت به معنای پول نقد داشتن نیست، دیگر مسئله این نیست که چطور می توان تا جای ممکن پول به دست آورد، بلکه مسئله این است که چطور میتوان تا حد ممکن وقت خود را آزاد کرد تا به فعالیت های هیجان انگیز بپردازیم.

در اینجا به مرحله دوم فرمول مان، حذف، می رسیم.

حفظ زمان با اجرای قانون ۸۰/۲۰

با قانون ۸۰/۲۰ اتلاف وقت ها را حذف و زمان را حفظ می کنیم.

اکثر آدم ها، ۸۰ درصد خروجی شان در واقع حاصل ۲۰ درصد تلاششان است.

این موضوع اساس اصل ۸۰/۲۰ است که در محل کار حتما با آن برخورد کرده اید، این اصل در روز کاری استاندارد هشت ساعته پنهان شده است. اکثر کارمندان باید هشت ساعت کار کنند و بنابراین به جای تمرکز بر بهره وری، بر فعالیت تاکید می کنند.

آنها صندوق پیام های خود را سازماندهی می کنند، با تلفن خود به اطراف می چرخند، از یک اتاقک به اتاقک دیگر به شکلی گویی با اهمیت راه می روند و شخصی که در محل کار مشغول تر از همه به نظر می‌رسد اغلب اوقات بیشترین افزایش حقوق و ارتقاء را پیدا می کند؛ چرا که در عموم شرکت ها، تنها معیار اندازه گیری عملکرد افراد، زمان صرف شده آن ها است.

این در حالی است که ۸۰ درصد همه این فعالیت ها بیهوده است. صرف زمان زیاد برای کار لزوماً نه به این معناست که شما وظایف درستی انجام می دهید و نه اینکه این وظایف را به درستی انجام می دهید. کاملا برعکس در واقع، هرچه زمان بیشتری برای انجام یک کار داشته باشیم، زمان بیشتری را برای آن صرف خواهیم کرد؛ مسئله ای که به قانون پارکینسون معروف است. بنابراین، اگر یک ساعت فرصت داشته باشیم تا گزارش نهایی پروژه خود را تحویل دهیم، آن را در یک ساعت به پایان خواهیم رساند. اما اگر کل بعدازظهر را فرصت داشته باشیم، کل بعدازظهر را، همه ۴ ساعت را صرف آن می کنیم.

کاری که باید انجام دهید این است که ۲۰ درصد کارهایی را که ۸۰ درصد نتایج را به همراه خواهند داشت مشخص کنید و سپس اولویت بندی کنید.

این به معنای حذف تمام وظایف و فعالیت هایی است که شما را به اهداف شخصی‌تان نزدیک نمی کند. چگونه می توانید این وظایف حیاتی را شناسایی کنید؟

فهرست کارهای خود را مرور کنید و برای هر کار، از خود بپرسید: “آیا اگر فقط این کار را امروز انجام دهم، راضی خواهم بود؟” اگر پاسخ منفی است، این کار یکی از کاندیدا های حذف شدن است.

علاوه بر این باید به خصوص نسبت به اتلاف وقت های وقفه انداز حساس باشید، چیزهایی که شما را از انجام کارهای مهم، از ابتدا تا انتها، بدون مکث باز می دارد.

این اتلاف وقت ها هر کاری است که نادیده گرفتن آن عواقب منفی برایتان نداشته باشد. رایج ترین آنها گشت و گذار در اینترنت، پاسخ دادن به ایمیل های بی اهمیت، برقراری تماس ها و جلسات تلفنی است.

همه این وقفه های بی فایده را می شود و باید حذف کرد.

به عنوان مثال خواندن ایمیل ها؛ به جای اینکه هر لحظه در حین کار کردن حواستان به خواندن و جواب دادن به ایمیل های جدید پرت بشود، می توانید زمان رسیدگی به ایمیل ها را برای خود تعیین کنید.

مثلا یک بار صبح و یک بار بعد از ظهر به صندوق پیام خود سر بزنید و خواندن و پاسخ دادن به ایمیل ها را فقط به این دو زمان محدود کنید و به صورت یکجا به آن ها رسیدگی کنید، تا دیگر با تداخل در کارهایتان موجب اتلاف وقت نشود.

این نکات به طور قابل توجهی بهره وری شما را بهبود می بخشند. اما آنها هنوز به چهار ساعت کار در هفته نمی رسند. اگر می‌خواهید روال روزانه‌تان بیشتر شامل استراحت در جزایر گرمسیری با آبمیوه در دستتان باشد، باید خودتان را از مکانی که شما را به خود زنجیر کرده رها کنید. این کاری است که در ادامه چگونگی آن را توضیح می دهیم.

کارمندان معمولی ادارات هم می توانند به نو ثروتمندان بپیوندند

تا اینجا نیمی از فرمول را به اجرا گذاشته اید؛ اهداف خود را مشخص کرده اید، هدف ثروت را با هدف داشتن آزادی بیشتر و زمان آزاد بیشتر و هدف شادی را با هدف هیجان جایگزین کرده اید و فعالیت های وقفه انداز وقت گیر را حذف کرده اید.

بخش بعدی فرمول، اوتوماسیون است، البته اگر کارمند باشید، نمی توانید مستقیما به سراغ اتوماسیون بروید و ابتدا باید خود را از دفتر کارتان آزاد کنید.

اگر که کارمند نیستید میتوانید از خواندن این قسمت صرف نظر کرده و به بخش بعدی بروید.

شما با اجرای ۸۰/۲۰ بازده کار خود را بالا تر برده اید اما به یاد داشته باشید که عموم شرکت ها به جای بازده، صرفا به فعالیت بیشتر توجه می کنند و در نهایت باید ۴۰ ساعت کار در هفته خود را ثبت کنید.

راه حل این است که از دفتر فرار کنید، این کار نه تنها امکان کمتر کار کردن را برای شما فراهم می سازد، بلکه به شما اجازه می دهد که کارتان را از هر نقطه ای روی زمین که میخواهید انجام بدهید.

اما چگونه این فرار را می توان به ورهه عمل رساند؟

در ۵ قدم به شما راه غیب شدن از دفتر را آموزش می دهیم:

  1. ارزش خود را برای شرکتتان بالا ببرید.
  2. خروجی کاری بیشتر خود در دور کاری را ثابت کنید.
  3. فواید دورکاری خود را به شرکت نشان دهید.
  4. یک دوره آزمایشی پیشنهاد دهید.
  5. مدت زمانی که دورکاری می کنید را افزایش دهید.

اجازه دهید با یک مثال این ۵ قدم را در عمل نشان دهیم.

علی را تصور کنید که در یک شرکت حسابداری کار می کند و میخواهد یک کسب و کار فروش لباس آنلاین نیز برای خود راه اندازی کند، با همدیگر مراحلی که این فرد میتواند برای رسیدن به هدفش طی کند را بررسی می کنیم.

علی باید ابتدا خود را به مهره ای ضروری برای شرکت تبدیل کند، او با صحبت با رؤسایش، خود را برای دریافت آموزش مهارت های مختلف بیشتر در راستای خدمت بهتر به شرکت داوطلب می کند، مهارت هایی که او را به فردی مهم برای شرکت تبدیل می کنند و جایگزینی او را مشکل می کنند.

با گذراندن این دوره ها او ارزش خود را در اداره بالاتر برده و آزادی بیشتری برای انجام کار ها به دست می آورد.

در همین حین او دو روز در وسط هفته (برای اینکه این کارش بهانه ای برای رفتن به ۴ روز تعطیلی به نظر نرسد) به بهانه مریضی به اداره نیامده و درخواست میکند که دو روز از خانه و به صورت دورکاری کارهایش را انجام دهد.

در این دو روز او مقدار کار مفیدی که انجام میدهد را کاملا دنبال می کند و دو برابر روز های عادی در اداره، خروجی مفید ارائه می دهد (کاری که بخاطر پیروی از قانون ۸۰/۲۰ و نبود حواس پرتی های محل کار مشکل نبوده و کاملا شدنی است).

پس از این دو روز، علی به رئیس خود پیشنهاد می دهد که با توجه به بازده بیشتر او در دورکاری (به دلایل مختلف مثل عدم نیاز به رفت آمد، کمتر بودن حواس پرتی ها، شرایط بهتر و…) به او اجازه دهند که برای آزمایش، او برای دو هفته، یک روز در هفته را دور کاری کند.

با موافقت رؤسا با این پیشنهاد علی در روز هایی که دور کاری می کند، خروجی دو برابر روز های عادی ارائه می دهد و باز هم ثابت می کند که دورکاری کردن او به نفع شرکت است.

کم کم و با افزایش روز های دورکاری، علی روز های دورکاری خود را به تقریبا هر روز می رساند و با رسیدن به این مرحله، او به یکی از اهداف مهم یعنی امکان کار کردن از هر کجای دنیا را برای خود فراهم می کند.

ساخت کسب و کاری که بدون نیاز به شما و به صورت خودکار پیش می رود

خب وقت آن است که در خصوص اتوماسیون صحبت کنیم.

مهره اساسی در جداسازی میزان درآمد از میزان کار کردن، اتوماسیون است.

با راه اندازی یک منبع درآمد خودکار که از هر کجای دنیا امکان حفظ آن وجود دارد و از طریق آن بدون صرف همه وقتتان بتوانید درآمد داشته باشید، شما نیز یکی از نوثروتمندان خواهید بود.

حال برای راه اندازی یک کسب و کار که بدون زحمتی از سوی شما خود را بچرخاند، ممکن است نیاز به همکاری و شراکت با شرکت های مختلف مثلا شرکت های توزیع و پخش و یا نگهداری سایت داشته باشید تا نقش خود در کار این کسب و کار را به حداقل برسانید.

در این حال است که شما تنها نیاز به انجام کار های ضروری و انجام برخی حسابرسی های مهم را داشته باشید که به همان زمان ۴ ساعت در هفته می رسید.

حال چگونه این کسب و کار با کمترین دخالت از سوی شما کار خود را پیش ببرد؟

اول، همه افراد دخیل در کسب و کار، باید آزادی برقراری ارتباط مستقل با یکدیگر را داشته باشند. شما نباید واسطه پیام ها بین آن ها باشید. دوم، شما باید تا حد امکان به کسانی که وظایف خود را به آنها سپرده اید، مسئولیت دهید. به این ترتیب، افراد می توانند بدون نیاز به نظر یا تایید شما، مشکلات را حل کنند، اینکار در زمان شما صرفه جویی می کند و آزادی بسیار بیشتری به شما می دهد.

و چه کسانی باید این کار ها را انجام دهند؟

یک گزینه استخدام دستیاران مجازی است. شما می‌توانید دستیاران مجازی را از تقریباً هر جایی – کانادا، هند، لهستان، استخدام کنید. تا زمانی که فرد مهارت های لازم را داشته باشد، خیلی مهم نیست که کجا باشد.

در تجربه نویسنده، دستیاران مجازی از هند بسیار ارزان‌تر هستند و اغلب به خوبی مردم بومی در غرب، انگلیسی زبان هستند.

چیزی برای ارائه و کسب درآمد داشته باشید

اگر می‌خواهید یک جریان درآمد خودکار ایجاد کنید و بنایی را برای پشتیبانی از آن بسازید، باید محصولی برای فروش داشته باشید.

این محصول ممکن است یک چیز موجود باشد که شما تصمیم به توزیع آن دارید، مثل علی که واسطه فروش لباس های محلی خود بود.

مشکل این رویکرد اما این است که فروش مجدد یک محصول موجود، با حاشیه سود بسیار کمی همراه است.

بنابراین بهتر است محصول خود را طراحی کنید، چیزی که با کمترین تلاش شما تا حد ممکن درآمد به همراه داشته باشد.

اما چگونه این کار را انجام می دهید؟ بهترین راه برای شروع این است که به بازارهایی که بیشتر با آنها آشنا هستید نگاه کرده و با ایده های خود بر اساس تفکر و سلیقه خودتان محصولات جدید ارائه دهید و به خود اطمینان داشته باشید.

البته برای آنکه کسب و کار شما از دیگر استارتاپ های کلاسیک که هدف شما نیست متمایز باشد، شما لازم نیست که یک کارآفرین باشید چرا که این ایده کسب درآمد قرار است صرفا یک جریان درآمد خودکار بدون نیاز به توجه زیاد و گرفتن وقت از سوی شما برای جلسات، هماهنگی ها، مدیریت و… باشد.

بهترین محل برای یافتن ایده، کسب و کار محلی است که برای شروع، نیازی به سرمایه‌گذاری زمان یا پول زیادی ندارد. مانند ایده علی: او متوجه شد که می‌تواند لباس های محلی را با مقداری سود در بازار آنلاین دوباره بفروشد. یا خود نویسنده کتاب که در سال ۲۰۰۱ یک شرکت اینترنتی فروش مکمل های غذایی به نام بادی کوئیک تأسیس کرد و با حداقل زمان گذاری به ثروت زیادی دست یافت.

در عمل، مهم نیست که ایده شما چگونه به نظر می رسد، مهم این است که از رقبا بهتر عمل کنید و به مشتریان احتمالی نشان دهید که شما بهترین فروشنده در بازار هستید، برای این کار باید شاخص های اعتباری خود را بالا ببرید، مثلا از طریق مدارک آکادمیک مثل دکترا (PHD) و یا از طریق راه های دیگر نظیر شرکت در سمینار ها و ارائه تحقیقات و مقالات.

نیازی نیست که شما بهترین متخصص تمام تاریخ در یک عرصه باشید؛ بلکه تنها کافیست از رقبای خود بهتر عمل کرده و مشتریانتان را متقاعد کنید.

پیش از ساخت محصول، بازار را بیازمایید

خب چگونه می توانید ببینید که محصول و ایده شما مشتریان را متقاعد می کند یا خیر؟

تنها یک راه برای فهمیدن آن وجود دارد؛ آن هم این است که از دیگران بخواهید که آن را بخرند.

این بهترین و تنها آزمایش برای ارزیابی فروش ایده‌تان است. با پیشنهاد دادن محصول فرضی به مشتریان واقعی و بررسی واکنش و تمایل آن ها نسبت به خرید آن.

برای مثال دوباره به سراغ علی می رویم، میدانید که او چطور متوجه شد که ایده فروش لباس های محلی برایش درآمدزا خواهد بود؟

او پیش از اینکه هیچ لباسی بخرد و برای فروش بگذارد، در یک سایت فروش اینترنتی این لباس ها را برای فروش گذاشت، البته در قسمت سفارش او اعلام کرده بود که در حال حاضر موجودی به پایان رسیده و افراد میتوانند پیش خرید انجام دهند تا هر زمان محصول موجود شد برای آن ها ارسال شود.

به این وسیله او به درکی واقعی از تقاضای بازار برای این محصول مورد نظرش رسید.

زمانی که میزان فروش احتمالی خود را متوجه شد، نخستین سفارش خودش را داد و ۱۲ لباس را در عرض ۵ روز فروخت و سپس سفارش بزرگتری داد و همینطور با حفظ قانون ۴ ساعت کار در هفته به کار خود ادامه داد تا زمانی که دیگر تصمیم به ترک شغل اولیه خود به طور کامل گرفت.

یا برای مثالی دیگر آرش را در نظر بگیرید یک معلم یوگا که به ایده ای عالی رسیده بود، او متوجه شده بود که علاقه مندان به کوهنوردی، زیادی به کلاس او می آیند و پس از بررسی اینکه آیا محصولی در خصوص یوگا برای کوهنوردان از قبل وجود داشته است یا نه، متوجه شد که چنین چیزی در بازار وجود ندارد و تصمیم گرفت یک دی وی دی با یک دوره آموزشی یوگا ویژه کوهنوردان تولید کند.

او یک وب‌سایت با ثبت تجربه و نظرات شاگردانش راه‌اندازی کرد و تبلیغات متعددی را برای سایت خود از طریق گوگل ادوردز منتشر کرد که به او اجازه میداد با تجزیه و تحلیل نرخ کلیک و تبدیل، بهتر تقاضا را بسنجد و تعیین کند که کدام عبارت جستجو بهتر عمل می‌کند.

وقتی که او تمام این اطلاعات را جمع آوری کرده و تقریبا مطمئن شد که ایده اش موفقیت آمیز خواهد بود، دی وی دی آموزشی را تولید کرده و شروع به توزیع آن کرد که نتیجه فروش آن حتی بهتر از حد انتظار بود.

در هفته اول، او هزینه های اولیه تولید و همچنین ۲۵۰ دلاری را که برای آزمایش و سایتش خرج کرده بود، به دست آورد.

امروز او هفته ای بیش از ۱۰ دی وی دی با حاشیه سود ۷۵۰ دلار به فروش می رساند که برای یک ایده اولیه عالیست!

قیمتی ممتاز تعیین کرده و وعده ای بزرگ بدهید

فرض میگیریم که مسیر علی و آرش را دنبال کرده اید و دریافتید که تقاضا برای محصول شما وجود دارد.این عالی است. اما نکاتی وجود دارد که باید در هنگام طراحی محصول به خاطر داشته باشید.

ابتدا باید بتوانید هدف محصول را در یک جمله خلاصه کنید. مثلاٌ زمانی که اپل، آی‌پاد را در سال ۲۰۰۱ عرضه کرد، به لطف شعار عرضه آن: «۱۰۰۰ آهنگ در جیب شما» همه فوراً کارایی این محصول را شناختند.

دوم، شما باید تصمیم گیری برای خرید محصول را تا حد امکان برای مشتریان آسان کنید. آنها را به انتخاب بین انبوهی از گزینه ها مجبور نکنید. هرچه مشتریان شما مجبور باشند بین رنگ‌ها و طرح‌های بیشتری انتخاب کنند، احتمال اینکه محصول شما را نخرند بیشتر می‌شود، زیرا مقایسه همه گزینه‌ها کاری طاقت فرسا است.

سوم، برای جذب مشتریان مناسب، باید به محصول خود قیمت بالایی بدهید: چیزی بین ۵۰ تا ۲۰۰ دلار. این نه تنها به محصول شما تصویر ممتازی می دهد. بلکه همچنین حاشیه سود شما را افزایش می دهد و احتمال شکایات را کاهش می دهد. منطق در اینجا این است که افرادی که آماده اند تا این مقدار پول صرف کنند، اگر محصول انتظاراتشان را برآورده نکند، کمتر شکایت خواهند کرد. این افراد تا حدی پول برای هدر دادن هم خواهند داشت و به خاطر ضرری اندک حاشیه و دردسر ایجاد نمی کنند.

و در نهایت، محصول شما باید یک وعده بزرگ بدهد و به آن وعده عمل کند. مثلا رستوران زنجیره ای پیتزای دامینو را در نظر بگیرید که وعده تحویل سفارش را در ۳۰ دقیقه یا کمتر می دهد. اگر این کار را نکنند، پیتزای شما رایگان است. وعده ای بزرگ و تداوم ارائه.

به عنوان مثال دیگر، قول نویسنده کتاب را برای مکمل غذایی بادی کوییک در نظر بگیرید. او تضمینی ۱۱۰ درصدی برای محصولاتش وعده داد، به این معنا که اگر پس از گذشت ۶۰ دقیقه از اولین دوز محصول نتیجه دلخواه را کسب نکردید، او تمام پول را به علاوه ۱۰ درصد اضافی به شما پس خواهد داد.

چنین وعده های جسورانه ای به مشتریان نشان می دهد که چه مقدار در مورد محصول خود مطمئن هستید و به آنها اعتماد به نفس بیشتری که برای خرید محصولات نیاز دارند را می دهد.

The 4-Hour Workweek by Timothy Ferriss پیام کلی کتاب هفته کاری ۴ ساعته

پیام کلیدی این کتاب این بوده است که به جای آنکه مابقی عمر خود را در ادارات زحمت بکشید و منتظر بازنشستگی باشید، باید به ثروتمندان جدید بپیوندید و لذت بردن از زندگی را از امروز آغاز کنید.

قدم به قدم مطابق نکات بیان شده پیش بروید، با تعریف مجدد شروع کنید، سپس تلاش خود را بر روی ۲۰ درصد وظایفی که بیشترین تاثیر را دارند متمرکز کنید. در مرحله بعد، با نشان دادن اینکه با دورکاری مؤثرتر هستید، خود را از دفتر کار خلاص کنید و عادت چک کردن مداوم صندوق پیام های خود را ترک کنید.

در نهایت، با شناسایی و آزمایش ایده هایتان، درآمدتان را خودکار کنید. با جا افتادن این عادات، شما به خوبی در مسیر دستیابی به سبک زندگی که همیشه به دنبال آن بودید قرار خواهید گرفت.

و در آخر یک توصیه عملی دیگر:

یک نقشه رویایی بسازید

همه چیز هایی که می خواهید در ۶ ماه آینده به آن ها دست یابید، از خرید ماشین های اسپرت تا استخدام خدمتکار یا شرکت در کلاس های آموزشی، همه را لیست کنید و حساب کنید که این کار ها چه مقدار در ماه هزینه خواهند داشت. سپس بر مبنای آن ها میزان درآمد ماهیانه هدف خود را مشخص کنید، حال شما یک نقشه منسجم برای دنبال کردن و هدفی مشخص برای دستیابی به یک زندگی رویایی پیش رو دارید.

میانگین امتیاز ۵ / ۵ | تعدا آرا: ۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *